السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
793
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
شمارش خارج است . . . و از روشنترين دليلهاى باطل بودن اين حديث ساختگى اين است كه بدون شك و ترديد امام عليه السلام همواره در مسألهى منعكردن ابوبكر حضرت زهرا عليها السلام را از ميراث به دروغگويى ابوبكر و عمر و ستمشان و خيانتشان قائل بود ، و اين مطلب را براى مردم اظهار مىفرمود همانگونه كه عمربنخطاب خود به آن اعتراف كرده است و پناه مىبريم به خداوند كه به امام عليه السلام نسبت دهيم گفتهى برترى دادن شخصى را كه دروغگو ، گناهكار ، عهدشكن و خائن مىبيند . امّا اين كه آنحضرت ، ابوبكر و عمر را چنان مىديد ، امرى است كه بر كسانى كه كمترين پژوهش و آگاهى به اخبار و احاديث دارند ، پوشيده نمىماند . و ما تعدادى از شواهد آن را مىآوريم ، مسلم در « صحيح » در كتاب الجهاد ، در بخشى از حديثى طولانى به نقل از مالكبناوس آورده است كه عمربنخطاب به على و عبّاس چنين گفت : « هنگامى كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم درگذشت ابوبكر گفت : من ولىّ رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم هستم . پس شما دو نفر آمديد و مطالبهى ميراث خود را از پسر برادرت مىكردى ، و اين ميراث همسرش را از پدرش مطالبه مىكرد ، پس ابوبكر گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : از ما ارث نمىبرند ، آنچه به جا گذاشتيم صدقه است . پس شما او را دروغگو ، گناهكار ، پيمانشكن ، خيانتكار ديديد . و خداوند مىداند كه او راستگو ، نيكوكار ، هدايت كننده و پيرو حق است . سپس ابوبكر مُرد پس من ولى رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم و ولىّ ابوبكر بودم . پس مرا دروغگو ، پيمانشكن ، خيانتكار ديديد ، و خداوند مىداند كه من راستگو ، نيكوكار ، هدايتكننده و پيرو حق هستم . » « 1 »
--> ( 1 ) . صحيح مسلم كتاب الجهاد 5 / 152 .